تبليغاتX
LOVE 3
LOVE 3
I LOVE YOU
 

 
دلم تنها ترین دلهاست اینجا

                که از دست رفاقت تیر خورده

                            دلم با پای خسته لنگ لنگون

                                              تن زخمیشو از روی تو برده

قدیما مونسو یارش تو بودی

               ولی حالا دلم تنها ترینه

                               چه خوش بودم به حرفای دروغت

                                                     که عشق من پناهه آخرینه

 

 

 
| نوشته شده توسط مهدی
 
   

و عشق زیباترین نشانه هستی است

                     در اندیشه بلندترین شاخه نور

                                     در خلوتی میان بهشت و خدا

                                                        جایی سرشار از لبخند فرشته ها....

خدایا همه ی کسانی  که همدیگرو دوست دارن رو به هم برسون

و خدایا همه ی کسانی رو که همدیگرو دوست دارن و به هم رسیدن رو خوشبخت کن

و بارالهی همه ی کسانی رو که همدیگرو دوست دارن و به هم رسیدن و احساس خوشبختی دارن رو

بی مشکل کن

                  آمین

 
| نوشته شده توسط مهدی
 
   
هرکس در زندگی خود آرزوهایی دارد.اگر کسی بگوید من آرزو ندارم دروغ گفته است.آرزو ها ممکن است کوچک یا بزرگ زمینی یا آسمانی باشند.البته آرزو مقوله ای متفاوت با حاجت است.

من هم آرزو هایی دارم.اما آرزوی دست نیافتنی ندارم.یعنی از نظر من کار نشدنی وجود ندارد.

دو روز پیش من به یکی از آرزوهایم رسیدم.به اصفهان رفته بودیم منزل یکی از اقوام که یک باره تصمیم گرفتیم به شهرضا برویم.واینجا بود که من از شادی در پوست خود نمی گنجیدم.بله من تونستم به زیارت شهید همت برم.کسی که ازش درسهای بزرگی گرفتم و می گیرم.

نمی دونم خدا رو چه جوری شکر کنم.

خدایا شکرت.

 
| نوشته شده توسط مهدی
 
   

 

نمیدونم از کجا شروع کنم قصه ی تلخ سادگیمو

نمیدونم چرا قسمت می کنم روز های خوب زندگیمو

چرا اول قصه همه دوستم می دارن

وسط قصه می شه سر به سر من میذارن

تا می خواد قصه تموم شه ......... همه تنهام می ذارن

میتونم مثل همه دورنگ باشم ..........دل نبازم

میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم

تا با یک نیش زبون .......بترکه و خراب بشه

تا بیان جمش کنن

حباب دل سراب بشه .....

می تونم بازی کنم با عشق و احساس کسی

می تونم درست کنم ترس دل و دلواپسی

می تونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم

می تونم پشت دلها قایم بشم .....کمین کنم

ولی با این همه حرفها باز منم مثل اونام

یه دروغ گو می شم ......همیشه ورد زبونام

یه نفر پیدا بشه به من بگه چکار کنم

با چه تیری اونی که دوستش دارم شکار کنم

من باید از چی بفهمم چه کسی دوستم داره

توی دنیا .اصلا عشق واقعی وجود داره .......؟؟؟؟؟؟

 
| نوشته شده توسط مهدی
 
   

داستان دیوانگی و عشــــــــــق

زمان های قديم٬ وقتی هنوز راه بشر به زمين باز نشده بود. فضيلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.

ذکاوت گفت بياييد بازی کنيم. مثل قايم باشک!

ديوانگی فرياد زد: آره قبوله من چشم می زارم!

چون کسی نمی خواست دنبال ديوانگی بگردد٬‌ همه قبول کردند.

ديوانگی چشم هايش را بست و شروع به شمردن کرد: يک٬ ... دو٬ ... سه٬ ... !

همه به دنبال جايی بودند که قايم بشوند.

نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان کرد.

خيانت خودش را داخل انبوهی از زباله ها مخفی کرد.

اصالت به ميان ابر ها رفت.

هوس به مرکز زمين راه افتاد.

دروغ که می گفت به اعماق کوير خواهد رفت٬ به اعماق دريا رفت.

طعم داخل يک سيب سرخ قرار گرفت.

حسادت هم رفت داخل يک چاه عميق.

آرام آرام همه قايم شده بودند و

ديوانگی همچنان می شمرد: هفتادو سه٬ هفتادو چهار٬ ...

اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود.

تعجبی هم ندارد. قايم کردن عشق خيلی سخت است.

ديوانگی داشت به عدد ۱۰۰ نزديک می شد٬ که عشق رفت وسط يک دسته گل رز آرام نشت.

ديوانگی فرياد زد: دارم ميام. دارم ميام ...

همان اول کار تنبلی را ديد. تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قايم شود.

ادامه داستان در ادامه مطلب

 
| نوشته شده توسط مهدی |ادامه مطلب ...
 
   

                                    زیباترین گل

چه زیبا می شوی وقتی که می گردی سرپا سبز
تو را من دوســت می دارم تو را ای سبز بالا سبز

تو روح ســـبز بارانی , من آن نـــیلوفر خــــواهش
بیا بنشین کنارم سبز و بنشان خواهشم را سبز

دلم قد می کشـــــد تا آبشار صاف گیسویت
تو اما تشنه می خواهی مرا غرق تمنا سبز

به زیر اســـــمان چشــــم تو تا چند بنشــــینم
بگو پژمرده می خواهی مرا ای اسمان یا سبز

به هنگام عــبور از لحظه های آبی احساس
مرا پل می زند چشم تو از آبی ترین تا سبز

تو در چشم من آن زیـــباترین گـــل در بهارانی
به غیر از تو نمی بینم گلی در جمع گلها سبز

میان این همه گــــلهای رنــــگارنـــــگ باغ عشق
گل از چشم تو می چینم گل از چشم تو زیبا سبز

به شوق دیدنت سر می کشند از پشت پرچین ها
بــــهار آورترین گــــــلها هــــــمه محو تماشا سبز

فضــــــای دره از بــــوی بـــــهار آکنده می گردد
چون بر می داری آهسته قدم روی علفها سبز

بیا ای دختر دریا کــــــنار ســــــاحل چشمم
که دیدن دارد اینجا با تو چشم انداز دریا سبز

نه تنها عشق من احساس من یا شعر من شد سبز
که از لـــطف نــگاهت خـــــــاک هم گردیده حتا سبز

 

 
| نوشته شده توسط مهدی
 
   
 
| نوشته شده توسط مهدی
 
   

همیشه دوستت دارم

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی

چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است

چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود

بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است

چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای

من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی

تو هوای دلم را با طراوت کردی

زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم

پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

 
| نوشته شده توسط مهدی
 
   

              

 

عشق یعنی مستی دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

 
| نوشته شده توسط مهدی